رادیو اینترنتی چیست ؟ رادیو اینترنتی یک رسانه است در دنیای مجازی که همانند دیگر شبکه های رادیویی برنامه پخش می کنند.
راديوی اينترنتی ، راديويی است كه فقط روی اينترنت قابل شنيدن است، اما می توان برنامه های آن را توسط دستگاه های آی پاد ضبط كرد و بعد در منزل يا محل كار يا خودرو يا محيط عمومی به آن برنامه ها گوش داد. اينترنت فناوری چند رسانه ای است كه قابليت ذخيره سازی، پردازش، انتقال و انتشار هر نوع اطلاعاتی را در هر نوع فرمت يا قالبی اعم از تكست، صوت، تصوير، انيميشن و فيلم دارد.
راديوهای اينترنتی علاوه بر صدا، اين قابليت را دارد كه متن پياده شده برنامه های رايويی را نيز برای علاقه مندان منتشر كند، امكان جست وجو در متون قبلی را فراهم كند و راهنمايی هايی برای كاربران ارائه دهد.
پادكست يا راديوی اينترنتی ، فناوری بسيار ساده و راحتی است كه به همه امكان می دهد روی اينترنت به سادگی يك وبلاگ، يك پادكست راه بيندازند. با اين حال راديوهای اينترنتی در ايران چندان رايج و گسترده نشده و دليل اصلی آن محدوديت سرعت اينترنت در ايران است .البته این موضوع دلیل قانع کننده ای برای دست نزدن به چنین کاری نیست .

استفاده از راديوهای اينترنتی ، مهمترين تحول در زمينه استفاده از راديو از سال 1920 است . راديوهای اينترنتی از اواخر سال 1990 مورد توجه جدی قرار گرفته اند. با استفاده از راديوهای اينترنتی می توان از هر محل و توسط صرفا" يک دستگاه کامپيوتر به اطلاعات منتشر شده ، دستيابی پيدا کرد.
راديوهای اينترنتی دارای محدوديت جغرافيائی نمی باشند. راديوهای اينترنتی در مقايسه با راديوهای سنتی که صرفا" از صوت برای پخش اطلاعات استفاده می نمايند ، امکان استفاده از تصاوير ، گرافيک ، متن ، لينک های مربوطه و ارتباط متقابل با شنونده را نيز ارائه می دهند.
بین وبلاگ ها و وبسایتهای گیلانی . سایت ورگ چند سالیست که وارد این عرصه شده . شنیدن برنامه های این سایت که به زبان گیلکی و دارای بخشهای متفاوتیست خالی از لطف نیست مخصوصا برای گیلک زبانهایی که خارج از استان به سر می برند .
شاید بتوان گفت وبلاگ نویسان گیلانی باید رویکرد جدیدی در عرصه اینترنت از خود به نمایش بگذارند و وارد عرصه های جدیدی از کار با اینترنت شوند ، مخصوصا افرادی که شدیدا دغدغه زبان و فرهنگ این مرزوبوم را دارند.
دکتر آذَر اَندامی (۱۳۰۵-۱۳۶۳) از پژوهشگران انستیتو پاستور ایران بود. بخاطر خدمات علمی و انسانی او یکی از حفرههای برخوردی روی سیاره ناهید، به نام وی «اندامی» نامگذاری شده است.

آذر اندامی در سال ۱۳۰۵ در محله ساغریسازان رشت متولد شد. او فرزند چهارم و تنها دختر خانواده بود. مقطع ابتدایی را در دبستان بانوان رشت با یک سال جهش تحصیلی به پایان برد. بعد از اخذ مدرک پایان سال نهم تحصیلات عمومی از دبیرستان فروغ رشت ، پدرش با اینکه فردی روشنفکر بود از ادامه تحصیل او ممانعت کرد و وی را به دانشسرای مقدماتی رشت فرستاد. در سال ۱۳۲۴ از دانشسرا فارغ التحصیل شد. و در سال ۱۳۲۵ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و معلم شد. درسال ۱۳۲۹ و در حین کار دیپلم طبیعی را با امتحان متفرقه دریافت کرد. در سال ۱۳۳۱ با شرکت در کنکور دانشگاه تهران در رشته پزشکی این دانشگاه پذیرفته شد. در سال ۱۳۳۷ موفق به دریافت گواهینامه دکترای پزشکی گردید و بلافاصله به گذراندن دوره تخصصی زنان و زایمان مشغول شد. پس از پایان دوره تخصصی به وزارت بهداری آن زمان منتقل شد و در نهایت به کار در انستیتو پاستور پرداخت.
او پس از مدتی با استفاده از بورس تحصیلی انستیتو پاستور به پاریس رفت و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ گواهینامه باکتریولوژی گردید. در سال ۱۳۵۳ موفق به دریافت دانشنامه تخصصی علوم آزمایشگاهی بالینی شد. او در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد. چندین بار به کشورهای فرانسه و بلژیک سفر کرد و حاصل این سفرها مقالات علمی بود که در مجلات معتبر به چاپ رسید. پس از بازنشستگی چون خانهنشینی را نمی پسندید به بیمارستان باهر رفت و ریاست آزمایشگاه تشخیص طبی آنجا را بر عهده گرفت. پس از مدتی در مطب همسرش، دکتر خلعتبری، در خیابان حسامالسلطنه به کار مداوای بیماریهای زنان و زایمان مشغول شد. در همین سالها بود که به تومور مغزی مبتلا شد. یک روز در مطب در حین معاینه بیمار، تعادل خود را از دست داد و بر روی او سقوط کرد. در ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۳ به علت آمبولی ریه که از عواقب بیماری سختش بود درگذشت.
در سال ۱۹۹۲، اتحادیه بینالمللی ستارهشناسی (IAU) حفرهای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیای ۲۶ درجه و ۵۵ دقیقه و عرض جغرافیایی ۱۷ درجه و ۴۵ دقیقه با قلهای مرکزی را در جنوب سیاره زهره به نام اندامی نامگذاری کرد.
دختر بزرگ او دكتر در فيزيك زمين است كه اكنون در مجلههای فرانسه مقالههای پژوهشی منتشر ميكند.
پس از درگذشت «اندامی»، دخترش با كوشش و تلاش فراوان توانست نام مادرش را به «انجمن بينالمللي نجوم» براي ثبت در سيارهی زهره پيشنهاد كند و اين انجمن نيز بهپاس كارهای علمی «دكتر آذر اندامی» آن را پذيرفت و وی نخستين زن ايرانی بود كه نامش برای هميشه بر سيارهی زهره ثبت شد.
منبع : ویکی پدیا - آموزگار پایه پنجم - کلاغها - اخبار و...
با افتتاح نمایشگاه بین المللی کتاب ، یکی از دوستان پیشنهاد کرد تا بدین مناسبت کتابی را در این وبلاگ معرفی کنم . از آنجایی که من معمولا هر موضوعی را با گیلان و گیلان زمین می سنجم باز ذهنیتم نا خودآگاه مرا به این سو کشاند .
شاید مهمترین موضوع از لحاظ من معرفی تاریخ این مرزو بوم به نسلی باشد که به جرات میتوان گفت از پیشینه خود و آبا و اجدادش هیچ چیز در ذهن خود ندارد و گاها با شنیدن یا خواندن موضوعی در مورد گیلان هاج و اج می ماند همان موضوعی که برای خودم بارها و بارها پیش آمد .
این که چه اقوامی در این سرزمین بوده اند چه رشادتهایی به خرج داده اند چگونه حکومت کرده اند چگونه جنگیدن چگونه دفاع کردن . تاثیرات مخرب جنگ هشت ساله را دیده ایم و یا ما نسل چندمیها خوانده ایم و ... حال سرزمینی با وسعت خیلی کوچکتر از ایران صد و چند سال توانسته در برابر ابرقدرت آن زمان که نصف دنیا را فتح کرد دوام بیاورد که گاه خود به جای دفاع به مقابله با آن پرداخت .
بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ گیلان باعث شده است که بسیاری از داشتههای خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!
به قول بزرگی :سرزمینی که اسطورههای خویش را فراموش کند به اسطورهای دیگران دلخوش میکند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند.
(گيلان بیهيچ گزافه و گمان، يكی از كهنسالترين زيستگاهها و خاستگاههای فرزندان ايران زمين است. اين سرزمين سحرانگيز و خرم چون رشك بهشت؛ فراخنای تاريخ ايران و فرازگاه تاريخ تشيع ايران است. گيلان از ديرين روزگاران، پناهگاه گريزندگان از ستم خلفا بوده و چه بسيار از دينداران و پناهآورانی كه در اين ديار باليدند و با ياری مردمان آن، حكام جور و ستم را از تخت فروكشيدند.
اين ديار همان دياری است كه علويان را از تيغ ستم خلفای اموی و عباسی پاس داشت؛ همان دياری است كه بيگانگان از يونانی، عرب و ترك هرگز نتوانستند بر آن دست يازند و از آن باج ستانند.
ولی امروز از گيلانِ بزرگ چه مانده است جز نشانههايی در دل كتابهای تاريخ و بناهايی كه رو به ويرانی اند و يادها و نواهايی در باورها و آيينها و آواهايی كه بر زبان مردان و زنان اين ديار به زيبايی نشستهاند و بر شيوههای زيست مردم اين سامان دلالت دارند.)*
کتابهای زیادی را در این ارتباط می توان معرفی کرد اما یکی از شاخصترین فعالیتهایی که شروع شده و با قدرت در حال ادامه کار خویش است(چشم شیطان کور گوشش کر دندش نرم) .دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان است که حاصل تلاش و تحقیق و پژوهش جمعی از زبدهترين ايرانشناسان و گيلانشناسان است.

نشر فرهنگ ايليا، با حمايت حوزه هنری و سازمان مديريت و برنامهريزی استان گيلان چاپ و نشر مجموعه پنجاه جلدی «دانشنامه فرهنگ و تمدن گيلان» را آغاز کرد. تا جایی که من اطلاع دارم تا کنون ۲۲ جلد از این ۵۰ جلد روانه بازار شد .
برای آشنایی با این کتابها و همینطور نویسنده گان و خلاصه ای از مطالب می توانید به سایت حوزه هنری استان گیلان مراجعه کنید.
کیومرث صابری کسی که توانست انجماد کمبود خنده بعد از انقلاب را بشکند.
«كيومرث صابری فومنی» (گلآقا) اديب و طنزپرداز معاصر، هفتم شهريور ۱۳۲۰، زمان حضور ارتش متفقين جنگ دوم جهاني در ايران، در صومعهسرا ـ يكي از شهرهای استان گيلان در شمال ايران ـ به دنيا آمد. پدرش كه كارمند دونپايه وزارت دارايي و اصالتا اهل رشت بود، در سال ۱۳۱۷به اداره دارايي صومعهسرا منتقل شد. در سال ۱۳۲۱به اداره دارايي فومن انتقال يافت و چند ماه بعد در همان شهر درگذشت.
خانواده او بسيار فقير بودند. مادر صابري فرزند يك روحاني از سادات ترك و مورد احترام مردم بود اما اين احترام كه سادات عمدتاً از آن برخوردار بودند، جنبه معنوی داشت و آنها همچنان در فقر و ناداري به سرميبردند. مادر صابري كه از معدود زنان باسواد شهر بود، در مكتبخانه قرآن تدريس ميكرد و اينكه تنها ممر معاش خانواده پس از مرگ پدر بود، تكافوي زندگيشان را نميداد. پس، برادرش كه در آن زمان ۱۵ساله بود، تحصيل را رها كرد تا با كار خود، به معيشت خانواده كمك كند.

صابری تحصيلات دبستاني خود را در شهر فومن گذراند. برادر بزرگ او كه چهارده سال از او بزرگتر بود، به سختي ميتوانست مخارج خانواده را تأمين كند. به همين جهت، ادامه تحصيل براي صابری دشوار شد. او پس از پايان تحصيلات ابتدايي، به شاگردی در يك مغازة خياطي پرداخت ولي در اواخر مهرماه همان سال، به اصرارِ مادر و دوستانش، تحصيل در دبيرستان را آغاز كرد. به دليل فقرِ مادي، بعد از اتمام دوره اول دبيرستان (۹سال تحصيل)، مجدداً به مغازه خياطي رفت و آنطور كه خودش ميگفت، پيشرفتهايي هم در اين رشته داشت. ناگفته نماند كه او در طول تحصيلات ابتدايي و متوسطه در مغازه برادرش كه تعميركار دوچرخه بود، شاگردی ميكرد.

در شانزده سالگی (۱۳۲۶) در امتحان ورودي دانشسرای كشاورزی ساری كه از شهرستان فومن فقط يك نفر را ميپذيرفت، قبول شد. دو سال در آنجا ـ كه شبانهروزی هم بود ـ تحصيل كرد و پس از قبولي در امتحانات، در سن هجده سالگي (۱۳۳۸) به عنوان معلم يك دبستان روستايی، به «كَسما» از توابع صومعهسرا رفت و يك سال در آنجا معلم بود. سال بعد از آن (۱۳۳۹) به دهي به نام «كوچه چال» از توابع «ماكلوان» در نزديكي فومن منتقل شد. او مدت يك سال، مدرسه چهار كلاسه آنجا را به تنهايي اداره ميكرد.
در بيست سالگی (۱۳۴۰) در رشته ادبي، به طور متفرقه امتحان داد و ديپلم گرفت. همان سال، در كنكور رشته سياسي دانشكده حقوق تهران پذيرفته شد و همزمان با تدريس در دبستان و دبيرستان، به تحصيل پرداخت. او جز چند ماهي در سال اول تحصيل كه با دستگيری او در تظاهرات سياسي دانشگاه تهران مقارن بود، در كلاس درس حاضر نشد و فقط موقع امتحانات به دانشگاه ميرفت. با اين حال پس از چهار سال (۱۳۴۴) توانست ليسانس حقوق سياسي خود را از دانشكدة مذكور، دريافت دارد و اين در شرايطي بود كه در سال ۱۳۴۱پس از يك دوره بركناری از كار معلمي، مجدداً و پس از محاكمه اداری، به كار معلمي برگشت و در دبستانی در شهرستان فومن به تدريس پرداخت. او هر ماه يك بار به مدت دو روز به دانشكده ميآمد تا جزوههای درسي را از دانشجويان ديگر بگيرد و از روي آن نسخه بردارد.
صابری اولين شعرش را در چهارده سالگي هنگاميكه كلاس هشتم دبيرستان بود، برای درج در روزنامه ديواری مدرسهشان سرود كه يك غزل هشت بيتي با عنوان يتيم بود. علت اين نامگذاری كاملاً مشخص بود. او ميگفت: «از چهارده سالگي تا شانزده سالگي جمعاً نه شعر سرودم كه تمام آنها يا عنوان يتيم داشت يا درباره يتيم بود!»
اولين نوشته صابری، بين سالهاي ۱۳۳۹ـ۱۳۳۶ در مجله اميد ايران چاپ شد. عنوان آن شعر هم يتيم بود!
صابری در اولين سال تحصيل در دانشكده (۱۳۴۰) در تظاهرات دانشجويي شركت كرد و مضروب و دستگير شد. گردن او از ضربات باتوم به شدت آسيب ديده بود. او شعری به طنز و سياسي سرود و با امضای «گردن شكسته فومنی» براي توفيق ارسال كرد.
پس از چاپ اين شعر در چند شمارة بعد توفيق، صابري به طنزنويسي كشيده شد. او تا سال ۱۳۴۵گهگاه اشعاری برای توفيق ميفرستاد.
سال ۱۳۴۵با كمك «حسين توفيق» به تهران منتقل شد و در يكي از دبيرستانهاي تهران به تدريس پرداخت. او عصرها، همكار ثابت توفيق بود و پس از مدت زماني كوتاه، به معاونت حسين توفيق كه سردبيری توفيق را به عهده داشت، رسيد.
او در كنار اين كار، صفحهبندی و بعضاً اصلاح و آمادة چاپ كردن مطالب اعضاي هيأت تحريريه را نيز برعهده داشت. خود او بعدها ستون ثابتي را با عنوان «هشت روز هفته» مينوشت و تا زمان توقيف توفيق (۱۳۵۰) همكار ثابت آن بود. امضاهای او در توفيق، عبارت بودند از: ميرزاگل، عبدالفانوس، ريش سفيد، لوده، گردن شكسته فومني و...
صابری بعدها در هنرستان صنعتي كارآموز تهران، با محمدعلي رجايي كه بعد از انقلاب به نخستوزيری و رياستجمهوري رسيد، آشنا شد. اين آشنايي به دوستي صميمانه اين دو انجاميد و تا زمان شهادت محمدعلي رجايي (هشتم شهريور ماه ۱۳۶۰) ادامه يافت.
«برداشتی از فرمان حضرت علی (ع) به مالك اشتر»، عنوان پاياننامه مقطع ليسانس صابری است كه آن را بين سالهاي ۱۳۴۴ـ۱۳۴۳ نوشته است. به پيشنهاد شهيد رجايي، اين پاياننامه به صورت كتابي درآمد و اوايل سال ۱۳۵۷به چاپ رسيد. ويرايش اين كتاب را همكار ديگر اين دو، حجتالاسلام سيدمحمد خامنهای (برادر بزرگ آيتالله خامنهای) برعهده گرفته بود. لازم به ذكر است كه اين كتاب، قبل از اين تاريخ، تا مدتي به صورت كپي، بين دانشآموزان و مردم پخش ميشد.
صابری در دهه پنجاه، بيشتر وقت خود را صرف مطالعه و تدريس كرد و در سال ۱۳۵۷موفق به اخذ فوق ليسانس ادبيات تطبيقي از دانشگاه تهران شد.
پس از انقلاب در زمان نخستوزيري شهيد رجايي به مقام مشاورت فرهنگی و مطبوعاتی نخستوزير منصوب شد. در زمان رياستجمهوري شهيد رجايي به مشاورت فرهنگی رئيسجمهور رسيد و تا زمان شهادت رجايي در اين سمت باقي بود و هنگام رياستجمهوری آيتالله خامنهای در همان سمت ابقا شد.
مشاغل سياسي نمیتوانست صابری را ارضا كند، به همين علت به تدريج از مشاغل سياسی كناره گرفت و بُعد فرهنگی كار خود را وسعت بخشيد.
او كه مسؤوليت مجله رشد ادب فارسي را برعهده داشت، گهگاه مطالبي براي روزنامه اطلاعات مينوشت. سفرنامه شوروی او كه بعداً با عنوان «ديدار از شوروی» به صورت كتاب منتشر شد، از اين دست مطالب بود.

او مدتها طرح ايجاد يك ستون طنز سياسی را در خاطر داشت. صابری در سال ۱۳۶۳به حج مشرف شد. در بعثة امام خمينی روزانه، بولتنی برای صد و پنجاه هزار حاجی ايرانی منتشر ميشد كه شامل بيان مناسك و اخبار ايران و جهان و مكه و مدينه بود. او براي خواندنيتر كردن اين بولتن، ابتدا در مدينه و سپس در مكه، هر روز ستونی به طنز با عنوان «داستانهای جعفرآقا» در خبرنامه مینوشت كه در ميان حجاج ايراني هواداران بسيار پيدا كرده بود.
او پس از بازگشت از حج، مدتي روي طرح ستون طنز خود كار كرد. از ميان چند عنوان، نام «دو كلمه حرف حساب» را برگزيد و همچنين با نظر داشتن به يكي از اسامي مستعار خود در توفيق (ميرزاگل) اسم مستعار «گلآقا» را براي خود انتخاب كرد.
اولين دو كلمه حرف حساب گلآقا، بيست و سوم دي ماه ۱۳۶۳در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيد. طنز سياسي كه تقريباً از سال ۱۳۵۹به اين سو تعطيل شده بود، با شكلگيری اين ستون طنز، دوباره به بار نشست و جان تازهای گرفت.

با گذشت مدت زماني كوتاه از آغاز انتشار «دو كلمه حرف حساب»، صابری به عنوان مهمترين منتقد حكومت در داخل كشور، مطرح شد. قدرت قلم و جسارت صابری در بيان واقعيتهای سياسي و اجتماعي، موجب شده بود كه او را سوپاپ دولت قلمداد كنند، ولي صابري بدون توجه به نظرات دلسردكنندهای كه برخي عنوان ميكردند، به كار خود ادامه داد و ظرف مدت كوتاهي، توانست توجه بسياري از مردم، مقامات، ادبا، نويسندگان و رسانههاي داخلي و خارجي را به خود جلب كند. استاد محمدعلي جمالزاده از اولين كساني بود كه با ارسال چندين نامه، صابري را به ادامه راه تشويق كرد و طنز صابري را ستود.
پس از گذشت نزديك به شش سال از انتشار اولين دو كلمه حرف حساب، صابری كه پيش از آن تقاضای انتشار يك هفتهنامة جدي به نام «فصل جديد» كرده و امتيازش را نيز گرفته بود، به دلايلي از انتشار آن منصرف شد و تقاضاي امتياز هفتهنامه طنز با نام «گلآقا» را كرد و توانست در آبان ماه ۱۳۶۹اولين شماره هفتهنامه گلآقا را منتشر كند. استقبال مردم از اين مجله، غيرقابل تصور بود. تمامي نسخههاي اولين شماره هفتهنامه گلآقا، در سراسر تهران ظرف كمتر از نيمساعت به فروش رفت (شمارههای سال اول گلآقا بعداً در تيراژ وسيع تجديد چاپ شد).
مشكلات انتشار هفتهنامه، ماهنامه، سالنامه و كتابهای گلآقا، از فعاليت صابری در اطلاعات كاست و نهايتاً در سال ۱۳۷۲و پس از نُه سال به تعطيلي موقت ستون دو كلمه حرف حساب در اطلاعات انجاميد
كيومرث صابری توانست با سرمايهگذاری روي جوانان، نسل آينده طنز كشور را تربيت كند. او بيشك تأثيرگذارترين طنزنويس كشور بر ديدگاههاي طنز است.
صابری در آبان ماه ۱۳۸۱و همزمان با آغاز سيزدهمين سال انتشار هفتهنامه گلآقا، انتشار آن را متوقف ساخت. وی كه علت اين توقف ناگهاني را دلايل شخصي ذكر كرد، تا آخرين لحظه روزه سكوت خود را در اينباره نگشود.
عمران صلاحی در سخنان مطایبه آمیز خود، از کیومرث صابری به عنوان کسی یاد کرد که توانست انجماد کمبود خنده بعد از انقلاب را بشکند.
علاوه براین به گفته صلاحی، صابری مکتبی در طنز بعد از انقلاب ایجاد کرد و همان نقشی را یافت که مجله توفیق پیش از انقلاب داشت، یعنی نشریات گل آقا که صابری بنیاد گذاشت مکتبی شد که در آن طنز نویسان زیادی پرورش یافتند.

کیومرث صابری فومنی پس از تحمل یک بیماری سنگین (سرطان خون)، در صبح ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ در بیمارستان مهر تهران دارفانی را وداع گفت. در حالی که به اصرار خودش جز سه چهار نفر، کسی از بیماری اش خبر نداشت تا دلی آزرده نشود و خاطری اندوهگین نگردد.
سایت گل آقا - گیلکی ویکی پدیا - زندگینامه مشاهیر - جشن کتاب - آوینی - نارستان - شرایط ازدواج - انجمن علمی دانشجویان ایران - همشهری
نهم اردیبهشت تولد دکتر محمد معین چهره درخشان فرهنگ نويسی فارسی
وی نخستین ایرانی بود كه موفق به اخذ درجه دكتری در رشته زبان و ادبیات فارسی شد.
زندگینامه:
دكتر محمد معين در نهم ارديبهشت ماه 1297 ه.ش در رشت ديده به جهان گشود. او كه اولين فرزند خانواده بود توسط جد پدرش -شيخ محمد تقی معين العلما- "محمد" ناميده شد. محمد در فاصله پنج روز پدر و مادرش را از دست داد و بعد از مرگ آنها تربيت و مراقبت از او را جد پدریاش، معين العلما بر عهده گرفت.

بعد از تبديل شدن مكتبخانهها به مدارس امروزی، محمد را در كلاس سوم ابتدايی پذيرفتند و در سال 1304 ه.ش موفق به اخذ تصديق نامه نهايی دوره ابتدايی شد و برای ادامه تحصيل رهسپار تهران گشت. پس از ورود به تهران در دوره ادبی مدرسه دارالفنون نام نويسی كرد و در سال 1310 ه.ش دوره دوم متوسطه را به اتمام رساند و توانست تصديق نامه دوره دوم متوسطه را بگيرد و بعد از آن در شعبه فلسفه و ادبيات مدرسه عالی دارالمعلمين تهران نام نويسی كرد و همواره يكی از شاگردان ممتاز اين مدرسه به شمار ميرفت. در اين مدت او به حدی به زبان فرانسه تسلط پيدا كرده بود كه در حضور استادان فرانسوی درباره "لرد بايرون" شاعر مشهور انگليسی سخنرانی كرد و تسلط او به زبان فرانسه و موضوع سخنرانياش باعث شگفتی و تشويق استادان شد.
وي در خرداد 1313 ه.ش با ارائه رسالهای به زبان فرانسه در موضوع شعر "لوكنت دوليل و مكتب پارناس" موفق به اخذ درجه ليسانس در ادبيات و فلسفه با نمره ممتاز شد. او سپس رسالهاي تحقيقي با عنوان "خواجه حافظ شيرين سخن" را نوشت و علاوه بر اين دو كتاب "روانشناسي تربيتي" و "ايران از آغاز تا اسلام" را از انگليسی به فارسی ترجمه كرد و در سال 1318 به سمت معاونت اداره دانشسراهای مقدماتی و دبيری دانش سرای عالی منصوب شد.
او در دوره دكترای زبان و ادبيات فارسی ثبت نام كرد و پس از دو سال تحصيل در اين رشته با ارائه رساله خود مدرك دكترا را کسب کرد. نگارش رساله دكترا، او را آن قدر شيفته زبان و فرهنگ ايران باستان كرده بود كه چند رساله پهلوی را به زبان فارسی امروزی ترجمه كرد و چند مقاله تحقيقی درباره مسائل لغوی و ادبی مربوط به زبان پهلوی و پارسی باستان انتشار داد.
پس از گرفتن مدرك دكترا ابتدا به عنوان دانشيار و سپس استاد كرسي "تحقيق در متون ادبی" دانشكده ادبيات و دانشسرای عالی برگزيده شد و در حالی كه مشغول كارهای پژوهشي خود بود تدريس در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران را نيز بر عهده داشت.
دكتر معين كار تصحيح برهان قاطع را از سال 1317 در اهواز شروع كرد. او ميخواست اين كتاب را به صورت فرهنگی كامل و معاصر درآورد. برای تصحيح كتاب از هفت نسخه خطی و چاپی استفاده كرد. يكی از كارهايی دكتر معين در نوشتن حاشيه براي برهان قاطع افزودن يازده نكته جديد درباره هر مورد بود و اين كار طاقت فرسا به فيش برداری، مطالعه و تحقيق از منابع بی شماری نياز داشت كه سرانجام با پشتكار و زحمات شبانه روزی دكتر معين بعد از دوازده سال به پايان رسيد.
آشنايي استاد معين با استاد دهخدا فصل نوينی را در زندگي او گشود و دكتر معين تا پايان كار لغتنامه دهخدا دست از همكاری با دهخدا برنداشت، آشنايي با علامه دهخدا فرصت بسيار گرانبهايی برايی معين بود چرا كه هر دو به يك زمينه يعنی لغتنامه علاقهمند بودند. دكتر معين نظر مساعد دهخدا را نسبت به خود جلب كرد و همكاری آنها شروع شد. دكتر معين در دوران همكاريش با دهخدا نزديك به هفتصد صفحه مطلب تهيه كرد و حدود نه هزار صفحه از مطالب ديگر مؤلفان و گرد آورندگان را بررسی و تدوين كرد، او در مقايسه با ديگران از جايگاه ويژهای نزد دهخدا برخوردار بود.
بعد از درگذشت علامه دهخدا كار نظارت بر امور چاپ لغتنامه بنا به وصيت استاد به طور كلی تحت سرپرستي دكتر معين قرار گرفت و از اين به بعد لغتنامه دهخدا كه محصول مطالعات مداوم استاد دهخدا بود تحت سرپرستی دكتر معين به دست چاپ سپرده شد.
پس از آشنايي با دهخدا و همكاری در تهيه لغتنامه، علاقه شديد محمد معين به تأليف فرهنگی جامع افزايش يافته بود، فرهنگی كامل كه همانند دايرة المعارفی بزرگ بتواند نياز افراد گوناگون را برآورده سازد. اين بود كه در سال 1338 در كنار نشر لغتنامه دهخدا طرح تدوين و انتشار فرهنگ فارسی را ريخت.

او از زمان تصحيح و حاشيه نويسی بر برهان قاطع شروع به فيش برداری كرده بود و طي بيست سال تحقيق و مطالعه در زمينه متون ادبی شعر و نثر و حتی گفتگوهاي روزانه افراد نزديك به يك ميليون و سيصد هزار فيش تهيه كرده بود. دكتر معين برای تدوين فرهنگ فارسی افراد بسياری را برای همكاری دعوت كرده بود. نزديك به چهار صد نفر از دانشجويانش در اين زمينه همكاری ميكردند بار اصلی كار تدوين فرهنگ بر دوش خودش بود و از هر فرصتي برای جمع آوری اطلاعات مورد نياز استفاده ميكرد. فرهنگ فارسی در چهار قسمت: مقدمه، لغات، تركيبهای خارجی و اعلام تنظيم شده بود.
دكتر معين بنا به وصيت نيما يوشيج -پدر شعر نو- كه او را برای نشر آثارش در نظر گرفته بود بعد از درگذشت نيما با همكاری چند تن از دوستانش كتاب افسانه و دويست و شصت و يك رباعی نيما را در كتابی تحت عنوان "افسانه و رباعيات" به چاپ رساند.
در سال 1342 چاپ فرهنگ فارسی شروع شد. همزمان با چاپ فرهنگ، از دكتر معين براي تدريس و سخنرانی در نيمه دوم سال تحصيلي دانشگاه پرينستون آمريكا دعوت شد. در اين سفر او علاوه بر تدريس، يك سلسله سخنرانيهای علمي و ادبی درباره شعر تصوف در ايران ايراد كرد. در اين مدت، كار سرپرستی و نظارت بر نشر فرهنگ، به عهده دوست و همكار نزديك او دكتر "سيد جعفر شهيدی" واگذار شده بود.

در سال 1345 سه جلد از فرهنگ فارسی به چاپ رسيده بود. اين فرهنگ كه در نوع خود در تاريخ ادبيات ايران بي نظير بود، باعث فعال شدن مراكز دانشگاهی در زمينه نقد و بررسي جلدهاي چاپ شده آن شد. در اواسط چاپ جلد چهارم به علت بيماري دكتر شهيدی، چاپ و نشر جلد پنجم و ششم به عهده همكاران دكتر معين گذاشته شد.
عمده ترین آثار این ادیب بزرگ كه بارها از سوی دانشگاه ، مجامع علمی - ادبی و معتبر جهان موفق به اخذ جوایز ارزنده گردید، عبارتند از : " ستاره های ناهید " ، " داستان خرداد و مرداد " ، " حكمت اشراق و فرهنگ ایران " ، " آئینه اسكندر" و " دوره كامل فرهنگ فارسی " می باشند. همنچنین تصحیح و حواشی بر كتاب های چهار مقاله نظامی؛ جامع الحكمتین ناصر خسرو، دانشنامه علایی ابن سینا و ترجمه ی كتب روانشناسی تربیتی و تاریخ ایران اثر گیرشمن از دیگر آثار ارزشمند استاد معین می باشند .
محمد معین به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و زبان های ایران باستان تسلط داشت.محمد معین در نهم آذر ۱۳۴۵ پس از بازگشت از ترکیه کسالت پیدا کرد و گفته می شود که در اثر اشتباه پزشک به بیهوشی عمیق چندساله فرو رفت و روز سیزدهم تیرماه ۱۳۵۰ درگذشت. مقبره دكتر معین ، استاد گرانقدر ایرانی در آستانه اشرفیه واقع است.
پیوند به بیرون : ویکی پدیای گیلکی - فر هنگ و ادب - شب دکتر معین ... - ویکی پدیای فارسی - گیلان ما -





