
از طرف جناب احمد پور میراث سبز ایران دعوت شدیم به یه بازی
البته نوعی گرفتن اعتراف هست منتهی این جور اعتراف گرفتن دیگه احتیاج به غل و زنجیر و انواع و اقسام شکنجه های روحی و جسمی نداره تو این دوره آخرالزمان اسمشو گذاشتن بازی
خداییشم یکم سخته فرمودن ۵ تا از کارهایی رو که به محیط زیست آسیب می رسونه رو که ما انجام می دیم یا دادیم بنویسیم همین طور ۵ تا از کارهای خوبمون . شاید این اعتراف ما درس عبرتی بشه برای آیندگان![]()
آقای احمد پور من از دیروز هرچی فکر میکنم چیزی یادم نمیاد آخه
منو از این کارااا؟؟؟![]()
۱- ما بچه که بودیم این "گرزنه" رو می کندیم می افتادیم به جون هم . البته تو ولایت ما گرزنه زیاد بود و من هم ندیدم غیر از این کار به درد کار دیگه ای بخوره واسه همین ما ازش به نحو احسن استفاده میکردیم.![]()
۲ - یه بار تصمیم گرفتیم تو خونه مون "چپر" بذاریم واسه همین یه تشت رو چپه کردیم و لبش رو گذاشتیم روی یه تیکه چوب زیرشم دون ریخیم اون تیکه چوب رو هم با نخ بستیم رفتیم تو اتاق قایم شدیم . همین که گنجشکه می رفت دون بچینه طناب رو میکشیدیم یادمه تو اون روز ۱۱ تا گنجشک گرفتیم ولی هر بار می خواستیم از زیر تشت در بیاریم در می رفتن تا عقلمون کشید اخری رو یه پارچه انداختیم رو تشت تشت رو بلند کردیم همین که اومد زیر پارچه با دست گرفتیمش .(البته این یکی رو هم ولش کردیم هااا ولی خوب دیگه یه جور حیوون آزاری بود)![]()
۳ - بازم بچه که بودیم(خوب دست خودمون که نبود ما همش بچه بودیم) پشت خونه مون یه آغوز دار بود بعد موقعی که آغوزاش در میومد با "دمکه" می افتادیم به جون اون بدبخت.![]()
۴ - دیگه بچه نبودیم . کار ما یه جوریه که با کاغذ سرکار داریم و پرت کاغذمون هم زیاده متاسفانه به این موضوع زیاد توجه نکردم که این کاغذهای قابل بازیافت رو با آشغالهای دیگه قاطی نکنم الان که بهش فکر میکنم میبینم تو این چند ساله چقدر کاغذ رو به این صورت نفله کردم.![]()
۵ - اشتباه دیگه من خریدن و استفاده کردن از "وایتکس" بود که البته سه چهار مرتبه بیشتر تکرار نشد ولی چون علم به این موضوع داشتم که این محلولها چه خطرات زیست محیطی دارن همین چند بار هم اشتباه بزرگی بود.![]()
====================
خوب حالا کارهای خوب
آخیش چه کیفی داره![]()
۱- ۲ - ۳ - ۴ - ۵ - اون ۵ تا کار رو دیگه انجام نمی دم![]()
خوب طبق بازی من باید ۵ نفر رو انتخاب کنم پس خواهشن پنج تاتون با زبون خوش داوطلب شین
نذارین اسم ببرم حالتون گرفته شه هی تو رودرواستی گیر کنین
هی بهونه در بیارین منم از دیروز همین بلا سرم اومداااا![]()
اعتراف سبز: ای پادشه خوبان
بازم اعتراف سبز دیگه : خبرهای گیلان
صوت کلمه ای است قراردادی ، در پیرامون صداها و آواهایی که در محیط زندگی به گوش انسان می رسد و مفاهیمی از آن درک می شود و شامل دو بخش است.
ا - اسم صوت ۲ - حرف صوت
اسم صوت کلمه ای است مخصوص صداهایی که انسان در محیط زندگی خود پیوسته یا گهگاه می شنود و برای تفهیم مطلب و انتقال آن به یکدیگر برای هر یک از این صداها نامی ویژه انتخاب کرده و این نامگذاری نزد هر قوم به گونه ای است که ظاهرا با اقوام دیگر متفاوت است مثلا به صدای سگ موقع حمله ، در جایی پارس و در جایی عو عو و جایی دیگر لاپ و جایی هاپ هاپ گفته می شود.
اینک تعدادی از اسامی صوت که در گیلان رواج دارد :
۱- شاتالاپ - صدای افتادن جسمی سنگین در آب یا نظایر آن
۲ - تغ تغ یا تغ تتغ - صدای کوبیدن در یا ضربه های پیاپی به چیزی
۳ - چاپ چاپ - آواز بلبل (چهچهه)
۴-غُلغُل - صدای جوشش آب
۵-چلاسک چلوسک - صدای بوسه های پیاپی
۶-جیرجیر - صدای نجواگونه جوجه ها و مرغان به هنگام خواب
۷- آپیشکن - صدای عطسه
۸- دیمبله دیمبو - صدای نقاره یا تنبک
۹ - چاپلا یا چاپَله - صدای کف زدن ممتد و آهنگین
۱۰ - شیب - صدای سوت - شیب زنه یعنی سوت زنک
۱۱ - شتراغ - صدای نواختن سیلی و شکسته شدن شیشه و صدای ضربه
۱۲ - کُرپه کُرپه -صدای مرغ کرچ
۱۳ - غُر غُر - صدای مایعات درون شکم و حرفهای اعتراض آمیز
۱۴- تالاپ تولوپ - صدای چکشکاری یا صدای برخورد پای انسان به گل و لای هنگام راه رفتن و..
۱۵ - تراخ تروخ - صدای ضربه های پی در پی و صدای زیاد -صدای گامهای انسان موقع حرکت روی بام یا هر سقف چوبی
۱۶ - فو - صدای دمیدن هوا به طریق جمع کردن لب ها
۱۷- دسکلا - صدای نواختن دو کف دست به هم در معنی چاپلا
۱۸ - گاز اِشکره - دندان غروچه - صدای ساییدن دندانها به هم
۱۹ - پُلُغ پُلُغ - صدای جوشش آب
۲۰ - غار و غور - صدای داخل شکم بر اثر گرسنگی
۲۱ - پِخ - صدای اندک برای ترساندن کسی
منبع : دستور زبان گیلکی(جعفر بخش زاده محمودی)





