تبليغاتX
بلسبنه
 

     نزديک عیدی، توی خونه تکونيه دلت، مارو بيرون نکنی!!!

 

سلامت
سعادت
سيادت
سُرور
سَروری
سبزی
و سَرزندگی
هفت سين سفره ي زندگيتان باد.

آموختنیها را یک بار دیگر مرور میکنم

آموخته ام که : هميشه کسی هست که به ما احتياج دارد.
 آموخته ام که : هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم.
 آموخته ام که : انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
 آموخته ام که : هميشه هميشه بخندم.
آموخته ام که : هرگز نگذارم کسی عصبانيتم را ببيند.
 آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
 آموخته ام که : هرگاه که ترسيده ام ، شکست خورده ام.
 آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
 آموخته ام که : هرگز وابسته کسي نباشم.
 آموخته ام که : زمان زيادي نياز است تا من به آن شخصي تبديل شوم که آرزويش را دارم .
آموخته ام که :  يا تو رفتارت را کنترل مي کني يا رفتار تو را کنترل مي کنند .
آموخته ام که :  گاهي اوقات از کساني که انتظار دارم در هنگام شکست مرا ياري کنند ، سخت ترين ضربه را خواهم خورد.
آموخته ام که :  گاهی اوقات حق دارم عصبانی شوم اما اين حق را ندارم که ظالم و ستم کار باشم .
 
آموخته ام که : 
زندگي را از طبيعت بياموزم ،
چون بيد متواضع باشم ، 
 چون سرو ، راست قامت،
مثل صنوبر ، صبور ،
مثل بلوط مقاوم ،
مثل رود ، روان ،
مثل خورشيد با سخاوت و
مثل ابر با كرامت باشم .
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 10:30 توسط رهنما| |

 

                             

محمد تقی پور احمد جکتاجی در سال ۱۳۲۶ در رشت به دنیا آمد و پس از اخذ دیپلم از دبیرستان شاهپور رشت، به استخدام آموزش و پرورش در آمد ولی پس از چندی برای ادامه تحصیل به تهران رفت و پس از اخذ مدرک لیسانس در رشته زبان انگلیسی به استخدام وزارت فرهنگ و هنر در آمد که پس از انقلاب  ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نام گرفت.       

او پس از انقلاب به زادگاهش رشت بازگشت و سالهاست که به کار مطبوعاتی و انتشاراتی مشغول است.

                           

از کارهای او علاوه بر تالیف و تحقیق و سرودن شعر ، انتشار روزنامه دامون و نشریه گیله وا و گردآوری گیلان نامه (مجموعه مقالات گیلان شناسی) است. او به عنوان مدیر مسئول انتشارات گیلکان کتاب‌های متعددی را نیز از سایر نویسندگان، شاعران، محققان و مورخان به چاپ رسانده‌است. وی همچنین با همراهی همت شاپور رواسانی، سید محمدتقی میرابوالقاسمی، جمشید مهربان راد و غلام رضا فروتن بنیاد پژوهشی فرهنگی میرزا کوچک خان را تاسیس نمود . محمد تقی پوراحمد جکتاجی عضو مؤسس خانه فرهنگ گيلان نیز می باشد.

                                      

 آثار :

۱- قصه کوی و برزن (مجموعه شعر)- ۱۳۵۰

۲- مرغ سفید کوچولو (ترجمه قصه کودکان)- ۱۳۵۴

۳-فهرست توصیفی سفرنامه‌های انگلیسی - ۱۳۵۵

۴-فهرست توصیفی سفرنامه‌های فرانسوی - ۱۳۵۶

۵- راه آزادی (ترجمه قصه نوجوانان)- ۱۳۵۶

۶- سفرنامه و جغرافیای گیلان و مازندران (تصحیح)- ۱۳۵۷

۷- کتابخانه ملی ایران - ۱۳۵۸

۸- نامه رسان پیر (ترجمه قصه کودکان)- ۱۳۵۸

۹- مطبوعات گیلان در عصر انقلاب - ۱۳۶۱

۱۰- فرمانروایان گیلان اثر رابینو (ترجمه با همکاری دکتر رضا مدنی)- ۱۳۶۴

۱۱- کتابشناسی گیلان - دو جلد (با همکاری فرشته طالش دوست و سید حسن معصومی اشکوری)- ۱۳۶۶ و۱۳۷۰

۱۲- زلزله گیلان به روایت مطبوعات (با همکاری سارا خدیوی فرد و احمد قربانزاده)- ۱۳۷۰

۱۳- افسانه‌های گیلان - ۱۳۸۰

۱۴- گیلان استان آخر- ۱۳۸۰

۱۵-گیلان نامه (گردآوری مجموعه مقالات گیلان شناسی)- از ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۰ پنج جلد.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 20:26 توسط رهنما| |

از آماردها که در دنیای باستان به جنگاوری و سلحشوری شهرت داشتند ، در یادداشتها و منابع تاریخی با نامهای مردان ، مرد ، مارد ، مردوس و امرد یاد شده است و سرزمین آنان را بین کادوس و تپور (طبرستان) نشان داده اند .

شواهد تاریخی نشان می دهد که سرزمین مرد یا مارد مجاور سرزمین مرو بوده یا تا مرو امتداد داشته است. همچنین از برخی شواهد دیگر چنین بر می آید که آماردها پیش از ورود آریاییها به مرزهای کنونی شمال خاوری ایران ، میان رود اترک و سرزمین مرو می زیستند.

با ورود آریاییها به سرزمینهای جدید ، آماردها که در خود توان ایستادگی در برابر تهاجم تازه نفس را نمی دیدند ، راه گریز در پیش گرفتند و در جست و جوی پناهگاه روی به کوهستان البرز نهادند و سر انجام در کناره های سفید رود و کوهستانهای جنوب گیلان جای گرفتند. در واقع به همین دلیل در قدیم ، سپید رود را "آمارد" می نامیدند (پیرنیا ص ۱۵۷).

دیاکونوف نیز در کتاب تاریخ ماد نام قدیم قزل اوزن و سپید رود  ، را امرد نوشته است (ص ۳۱۲) از این نامگذاری معلوم می گردد که آماردها مدت طولانی در سرزمین های مجاور سپید رود سکونت داشته اند.

امروزه پهنه ای از نواحی کوهستانی جانب خاوری سفید رود ، آمارلو (عمارلو)نامیده می شود. که این نام نیز می تواند یاد آور قوم آمارد باشد. همچنین تپه باستانی مارلیک نیز - که در جانب خاوری سپیدرود و در شمال باختری آمارلو جای دارد - تداعی کننده نام آمارد است ، زیرا پسوند <<لک>> و <<لیک>> به معنی قوم و قبیله و نیز پسوند نام اقوام مختلف گیلان است ، مانند گیل لک : گیلک (قوم گیل). بنا بر این مارلیک را می توان ترکیبی از دو واژه ی <<مارد>>و<<لیک>> به معنای قوم یا قبیله ی مارد(آمارد) دانست.(هر چند خیلی ها به اشتباه فکر می کنند تپه مارلیک بخاطر داشتن مار های فراوان به این نام شهرت یافته است) این قوم حکومت مقتدر و پیشرفته ای را از نظر هنر و صنایع تشکیل داده و از تپه مارلیک به عنوان محل آرامگاه سلاطین خود ، از قرن چهاردهم تا دهم پیش از میلاد استفاده نمودند .

نام شهر آمل در مازندران را دگرگون‌شده نام آمارد دانسته‌اند.یعنی‌ آمارد، آملد، اَمُلد، آمُل

آمارد در زبان قدیم به معنی "نمیرنده" است . آنان مردمانی بوده اند بسیار تنومند و جان سخت و پرتاب و توان که دیر از پای در می آمدند و این گروه تا زمانهای تاریخی هنوز در آن ناحیه بودند و دسته ی مخصوصی از سپاهیان هخامنشی از ایشان فراهم شد(نفیسی :۱۳۴۲ ، ص۱۶).

آماردها به عنوان قومی جنگ جو و دلاور تا دوره سلطنت فرهاد اول اشکانی ، در گیلان و همچنین مازندران از قدرت و نفوذ زیادی برخوردار بودند.

 

منابع: کتاب تاریخ گیلان - گیلان ما - ایردن -ساخت شناسی

                         

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 14:25 توسط رهنما| |

 

بروایت مورخین ، کادوس نام قومی کهن پیش از هخامنشیان بود که در حاشیه جنوبی دریای کاسپین امروزی میزیستند.

درباره خواستگاه ، نژاد و گستره زندگی کادوسیان - که از اقوام باستانی گیلان به شمار می روند - دیدگاههای گوناگونی ابراز شده است . پلوتارک ، نویسنده ی پرآوازه یونان باستان کادوس را سرزمینی کوهستانی با راه های دشوار معرفی نمود که همیشه ابر آسمانش را پوشانده و در جنگل هایش سیب و گلابی خودرو می روید.استرابون ، جغرافیدان یونانی  زیستگاه کادوسی ها را بلندی های کوهستانی بخش باختری و نیز قسمت جلگه ای گیلان می دانست .به گفته برخی جغرافی دانان کوهستانهای شمالی و جنوبی دره ی سپید رود ، زیستگاه طوایف کادوسی به شمار می رفت . بسیاری از مورخان و جغرافی دانان اقوام جنوب دریای کاسپین ، از جمله کادوسیان را از ساکنان نخستین و بومی ایران  دانسته اند.

«ساکنان اولیه ایران که اولاد آنان هنوز در گیلان و مازندران در نواحی جنگلی سواحل کاسپین یافت می شوند... به وسیله اقوام بادیه نشین آریایی زبان... از سرزمین خود رانده شدند .. و این امر قرنها ادامه داشت»  سرتیپ پور : ۱۳۵۶ ،ص ۱۰۶.

پلین ، مورخ سده ی اول میلادی کادوسیان و گل ها (گیل ها) را قوم واحدی می داند .

دیاکونوف ، کادوسیان را تیره ای از یک قوم ساکن  در جنوب دریای کاسپین معرفی می کند. وی کادوسیان را - که در منابع ارمنی کاتی شیان نامیده شده اند - قبیله ای مهم و مستقل می داند که در کوههای جنوب رود ارس  ، در ناحیه ای میان گل ها و کاسپیان زندگی می کردند .

بارتولد در باره کادوسیان می نویسد:

در عهد قدیم سکنه ی گیلان را کادوسیان تشکیل می دادند که در قید اطاعت دولت هخامنشی نبودند. همین قوم ویا قسمتی از آن را گل...هم می نامیدند و ولایت گیلان نام کنونی خود را از اسم قوم مزبور دارد.

                        

نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 12:56 توسط رهنما| |

یکی از معروفترین و قدیمی ترین اقوامی که به عنوان ساکنان گیلان معروف شده اند ، "قوم کاس" است که از دو تیره ی کاس پی (کاسپی)(۱) و کاس سی (کاسی)تشکیل می شد . اینان که پیش از ورود آریاییان به فلات ایران ، از آوازه و قدرت فراوانی برخوردار بودند. نه تنها در گیلان ، بلکه چنان که در نقشه ی مشرق قدیم نشان داده شده است در کنار باختر دریای کاسپین ،از محل تلاقی رودهای کُر (کورا) و ارس تا جنوب و جنوب باختری این دریا می زیستند.

دانشمندانی مانند هنری فیلد ،ارنست هرتسفیلد و سر ارتور کیث بر این باورند که کاسپیان در هزاره چهارم و پنجم قبل از میلاد کشاورز بودند و دانش کشاورزی را در دریا کناران کاسپین(۲) و اطراف رودهای سند ، جیحون ، سیحون ، دجله و فرات منتشر کردند.(۳)

نام قوم کاس در هیچ یک از اسناد و کتیبه های هخامنشی نیامده است ، اما هرودوت ، تاریخ نویس دوره ی باستان در فهرست مالیاتی ای که از ایران تهیه کرده است ، ضمن شرح استان یازدهم ، از کاسپی ها نیز نام می برد . به نوشته هرودوت  ، آنان سالانه ۲۰۰ تالان(۲۶ یا ۲۷ کیلوگرم) نقره به دولت هخامنشی خراج می دادند.

همچنین در بندهای ۶۷ و ۶۸ کتاب هفتم تاریخ هرودوت ، از کاسیان به عنوان گروههای مسلحی که برای سپاه خشایارشا در جنگ با یونانیان کمک رساندند، یاد شده است . در زمان یورش اسکندر به ایران ، کاسی ها در برابر سپاه یونانی و مقدونی مقاومت زیادی نشان دادند و اسکندر نتوانست آنان را سرکوب و مطیع نماید.

مکان هایی که نام خود را از قوم کاس گرفته اند: به جز دریای خزر که در نقشه های جهانی به دریای کاسپین معروف است ، کوه قفقاز (کوه کاس) و شهرهای قزوین (کاسپین) و کاشان نام خود را از نام قوم کاس گرفته اند. این نامواژه ها از جمله شواهد سکونت کاس ها در دو سوی البرز در زمان های دور هستند.

پی نوشت:

۱- پی یا بی به معنای رود یا  آب است و کاس بی ، یعنی کاس های ساحل نشین.

۲ - کاس ها به دلیل شهرت و اهمیت خود در دنیای باستان ، دریای خزر را - که در کناره های آن در طول تاریخ اقوام مختلفی زیسته اند - به نام خویش ثبت کرده اند . غربی ها هنوز نام این دریا را با نام آن قوم می شناسند و در منابع و نقشه های جغرافیایی این دریا را ((کاسپین)) می نامند.

۳ - حاج سید جوادی ، ص ۲۵

منبع:دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان - تاریخ گیلان پیش از اسلام نوشته قربان فاخته

 

                  

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:19 توسط رهنما| |
 

               

گیلکی یکی از زبانهای کهن ایرانی است که مردم گیلک یعنی بیشترین باشندگان سرزمین گیلان با آن تکلم میکنند.

لهجه گیلکی

زبان گیلکی دارای لهجه های گوناگون است که نحوه تکلم و تلفظشان با یکدیگر متفاوت و در اصل متفقند . لهجه گیلکی را می توان به دو گروه تقسیم کرد.

گروه اول لهجه های داخلی - شامل لهجه هایی است که گیلک زبانهای ساکن گیلان با آن تکلم می کنند مثل لهجه های آبکناری - گسکری - تولمی - فومنی - رشتی و انزلیچی - گالشی - لاهیجانی - خمامی.

گروه دوم - شامل لهجه هایی است که در خارج از منطقه جغرافیای گیلان رواج دارد.مثل لهجه های فیروزکوهی - سنگسری - شهمیرزادی - مازندرانی که به لهجه تبری مشهور است.

 

کتاب  : دستور زبان گیلکی 

 تالیف : جعفر بخش زاده محمودی

ناشر: گیلکان(رشت)

چاپ اول: ۱۳۸۵  در ۲۲۰۰ جلد با قیمت ۳۲۰۰ تومان

مطالعه این کتاب را به همه عزیزان توصیه می کنم.

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 20:4 توسط رهنما| |

یافته های باستان شناسی در گیلان ، نشان دهنده ی تمدنی پیش رفته و آیین ها و باورهای بازمانده از روزگاران کهن ، بیانگر فرهنگ غنی این سرزمین است. زبان گیلکی ، بخشی از این فرهنگ است که در کنار زبانهای دیگر ، بالیده و به ما رسیده . این زبان به علت موقعیت جغرافیایی گیلان ، کم تر تحت تاثیر زبانهای دیگر قرار گرفته و تا حد زیادی ، ویژگیهای کهن ایران را حفظ نمود.

اگر چه در دهه های اخیر ، تاثیر زبانهای دیگر بر آن بیش تر شده است.

مردم گیلان در طول تاریخ با نامهای مختلفی نامیده شده اند: کاسپی ، کادوس ، آمارد ، دیلمی ، گالش ، تالش ، گیلگ و ...

گیلانیان به زبانهای گوناگونی سخن می گویند . زبانهای مردم گیلان عبارتند از:

۱ - زبان گیلکی

۲ - زبان تالشی

۳ - زبان تاتی

۴ - زبان کردی کرمانجی و لری لکی

۵ - زبان ارمنی

۶ - زبان ترکی اذربایجانی

زبان گیلکی ، از گروه زبانهای شمال غربی یا گروه زبانهای کرانه ی جنوبی دریای کاسپیئن است و با زبانهای تالشی ، طبری ، تاتی ،کردی ، قومسی و قصرانی مشترکات فراوانی دارد. این  زبان پنج گونه عمده دارد که از نظر آوایی ، واژگانی و گاه دستوری ، از هم متمایزند:

الف :گیلکی شهر رشت

ب:گیلکی مرکز و غرب گیلان(بیه پس) : محل رواج آن  از شمال : خمام و انزلی تا محدوده هایی از رضوانشهر ، از شرق : کوچصفهان ، از غرب : بخشی از شفت ، صومعه سرا و فومن ، از جنوب : سنگر تا نزدیکی رستم آباد.

ج : گیلکی شرق گیلان (بیه پیش)به مرکزیت لاهیجان : از جنوب:به سیاهکل ، از غرب: به آستانه اشرفیه ، لشت نشا و حسن کیاده تا کوچصفهان. و از شرق : لنگرود ، رودسر ، کلاچای و به تدریج در شهرهای رامسر ، تنکابن ، چالوس و نوشهر با زبان طبری در می آمیزد.

د: گالشی (بیه پیش) : محل رواج آن ، کوهستانهای شرقی رودبار ، تمام منطقه دیلمان ، اشکورات ، تا نزدیکی تنکابن .

ه: گیلکی رودباری:در جنوب گیلان در منطقه ی رستم آباد ، رودبار ، منجیل و لوشان رایج است و آمیختگی هایی با تاتی دارد.


پراکندگی زبان در روستاهای گیلان:

از مجموع 2948 روستا ، 1699 روستا گیلکی ، 491 روستا تالشی ، 28 روستا تاتی ، 21 روستا کردی کرمانجی ، 14 روستا ترکی ، 3 روستا لری لکی  و 692 روستا ترکیبی از گویشها و زبانهای اقوام (جهت دیدن اسامی روستاهای استان گیلان به ویکی پدیای گیلکی مراجعه نمایید)

گیلان بزرگان زیادی به خود دید که اسامی بسیاری از آنان در ویکی پدیای گیلکی ذکر شده است در اینجا اسامی تعدادی از خوانندگان  و ترانه سرایان گیلان زمین را ذکر میکنم که با طنین صدا و سروده های خود به نوعی پاسداری کردند از زبان مادریمان.

خوانندگان:

فریدون پوررضا         تولد 1311        لشت نشا

شاپور جفرودی          تولد 1307          رشت

حسن جیلانی             تولد 1333       صومعه سرا

هوشنگ حقیقت طلب   تولد 1336       لاهیجانی الاصل متولد رودسر

اصغر حیدری            تولد 1323        لشت نشا

محمدحسن خورشیدی  تولد 1316       فومن

فرامرز دعائی           تولد 1331       لشت نشا

مصطفی رحیم پور      تولد 1317       سیاهکل ( روستای بیدرون)

حمید رضاپور            تولد 1339      رشت

بانو روح انگیز         تولد                 ماسال

مظفر زارع              تولد 1332      لشت نشا (روستای چالکش)

سید علی زیباکناری   تولد 1322       بندر زیباکنار

امیر زیباکناری         تولد 1351       رشت

جواد شجاعی فرد     تولد 1321        سیاهکل

لعیا شمسی(شمس)   تولد                 کوچصفهان(اولین خواننده زن گیلک در رادیو)

علیرضاشوریده        تولد 1320       بندر انزلی

احمد عاشورپور      تولد 1296        غازیان انزلی

محمد عذر خواه       تولد 1333       رشت

منصور فانی          متولد 1319       خمام

ناصر مسعودی       تولد1314         رشت(صیقلان)

حسین مظفری        تواد1323        رودسر

علی نوری            تولد 1314        رشت

قاسم جبلی


حسین مهربان                            مرجغل تولمات


هنگامه اخون                            فشالم رشت

ترانه سرایان:

محسن آریاپاد          تولد1326     رشت

هوشنگ اقدمی         تولد 1324    احمدسرگوراب شفت

محمد بشرا               تولد 1316     سرخبنده رشت

اکبر باب خسرو         تولد 1311     بندر انزلی

محسن توکلی            تولد 1319     صومعه سرا

محسن خورشیدی      تولد 1339     فومن

محمد رضا خیرخواه   تولد 1331     بندر کیاشهر

مرتضی ریحانی        تولد 1327     خشک بیجار

جهانگیر سرتیپ پور  تولد 1282     سبزه میدان رشت

محمد شمس معطر    تولد 1320      لاهیجان

محمد شهدی لنگرودی  تولد1309    لنگرود

اباذر غلامی              تولد 1333    بندر انزلی

میر احمد فخری نژاد    تولد 1325    فومن (شیون فومنی)

محمد فارسی            تولد 1318     خمام(روستای شیخان)

علی فروحی             تولد 1308

محمد کاظم کاظم پور  تولد 1316     لشت نشا (روستای گفشه)

مرتضی کریمی         تولد1315      رحیم آباد

تیمور گرگین            تولد 1313      چولاب کوچصفهان

محمد امین لاهیجی     تولد 1326      لاهیجان

علی اکبر مرادیان      تولد 1307      رشت

شاهرخ میرزایی        تولد 1324      سبزه میدان رشت

ایرج هدایتی             تولد 1340       عمارلو



منابع: ویکی پدیای گیلکی  - کتاب زبان گیلکی (مسعود پورهادی) - ترانه های سرزمین باران (هوشنگ عباسی) و....

نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 11:4 توسط رهنما| |