تبليغاتX
بلسبنه
کاسپين: / käspiyən/ نام دریاییست که در شمال گیلان و مازندران قرار دارد. این دریا بین پنج کشور محصور شده: ايران، آذربايجان، قزاقستان، روسيه و ترکمنستان. وجه تسمیه این دریا : از قوم «کاس» ِ گرفته شده . کاسپين: کاس+پی+ئن  کاس: قومیست باستانی که در گیلان می زیستند. پی: يعنی «جلگه». متضاد"پی" می شود: سی. سی يعنی: سنگ و صخره. «ئن»هم، جهت جمع بستن در اینجا امده. کلا  کاسپين يعنی  : کسانی که در جلگه  زندگی میکنند.
    (برگردان از متن نوشته امین ثنایی مقدم : مدیر ویکی پدیای گیلکی)
 
 خزر در هیچ کدام از نام های قدیمی نیامده است و از دوره قاجار وارد بعضی اسناد رسمی از جمله قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای شده است.
 
به موجب اسناد تاريخى، خزر برگرفته از نام قبيله اى ستيزه جو به نام خزران بوده كه قرن ها در بخش وسيعى از سرزمين هاى واقع درحدفاصل رود ولگا، درياى سياه و سواحل درياى كاسپين مى زيسته اند و دايماً با همسايگان خود كه ايران باستان هم ازجمله آنهاست، درجنگ و ستيز بوده اند.


در عمر حكومت ساسانيان بر ايران، دولت ساسانى به منظور جلوگيرى از تجاوزات و تاخت و تازهاى خزران، ناچار شده بود قلاع و استحكامات نظامى نيرومندى در منطقه قفقاز كه جزئى از قلمرو امپراتورى ايران محسوب مى شد، ايجادكند. حتى اقوام اسلاو در روسيه و سرزمين هاى شرق اروپا كه نياكان روس هاى امروزى محسوب مى شوند، از شر تاخت و تازها و خونريزى هاى خزران در امان نبودند.

 
در سطح بین‌‌المللی این دریا به نام کاسپیان شناخته می‌شود و اعراب نیز آن را به صورت بحر‌القزوین که عربی شده همان کلمه کاسپیان است می‌شناسند و در کمال تعجب تنها در ایران از کلمه “خزر” برای نامیدن این دریاچه استفاده می‌شود.  که برخلاف تصور رایج، خزر معادل فارسی کلمه کاسپیان نیست.
 
بعضی پژوهشگران تعداد نام‌های دریای  کاسپیئن را در تاریخ در حدود پنجاه نام ذکر کرده‌اند. 
در متون کهن یونانی از این دریا همواره به نام دریای کاسپیان یاد شده است. از دیگر نام‌های این دریا می‌توان به دریای طبرستان، مازندران، آبسکون، هیرکانی یا گرگان، دیلم، گیلان اشاره کرد.
 
 
  
 
 
تیتر: در نام گذاری دریاها عادل باشیم
تاریخ: جمعه، ٢٢ شهریور ۱۳۸٧
موضوع: حقوقی
خطاب به: ب صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران(و کتب درسی دبستان های ایران)
 

 ایران).


تقلید کور کورانه و در آوردن ادا از عرق ملی در تکرار بیش از حد واژگان همه پسند ی مثل خلیج فارس در مقابل خلیج عربی به بهانه باستانی بودن اسم آن و دم از نام بین المللی آن زدن شما را نباید از نام بین المللی سایر دریا های خود بازدارد که اگر چنین شود دست های پشت پرده در گلچین نمودن نمادهای ملی بچشم میخورد.


 

اعتراض این مقال که بیشتر معطوف اخبار هواشناسی است در درج دریاچه شمالی ایران است که در آنجا دریای خزر نگاشته میشود ولیکن نام باستانی وناشیونال جوگرافی آن دریای کاسپین میباشد که در زبان فارسی پهلوی به معنای دریای سرزمین سبز می باشد.لطفا در مقام تعامل با ایرانیان به رسم گذشتگان یک بام دو هوا نباشید.

نویسنده: سام
 

ایران باستان

 

 

 

اگر می خواهید از نام "کاسپیئن" حمایت کنید حتما این نامه را امضا کنید: در نام‌گذاری دریاها عادل باشیم!

تا الان فقط ۲۳ امضاء جمع آوری شد و با بودن این همه وبلاگ شمالی این بسیار نا چیزه!!

[ارسال این اعتراض به دیگران برای مشارکت در جمع آوری امضاء]

 

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 10:26 توسط رهنما| |

دوران كودكی و جوانی

دوکتور محمود بهزاد سال ۱۲۹۲ در رشت میئن به دونیا بومو و در عصر روز پنجشنبه ۸ شهريور ۱۳۸۶ در سن ۹۴ سالگی فوت بوگود.

         

اونه پئر جواهر ساز بو ، چون جواهراته به سبک فرنگی چاگودی اونه مشهدی علی فرنگی ساز دخاندیدی.

خو درسانه دوران ابتدایی و متوسطه رشته میئن بخانده و از اولین دیپلمه های گیلان به حساب آمویی. بعد از اون بوشو به دانشسرای عالی . در سال 1314 در رشته علوم طبیعی و تر بیتی فارغ التحصیل ببوسته. بعد از تومانا بستنه خدمت سربازی بوشو کرمانشاه میئن و مدت 5 سال اویه بئسا بعد واگردسته رشت .

به دلیل آشنایی کامل با زبان فرانسه ای کتاب (داروین چه می گوید؟) در سال 1322 تالیف و کیتاب (راز وراثت) اثر ژان روستان در سال 1323 ترجومه بوگود.

 

 تحصيلات و فعاليت های علمی

             

در سال ۱۳۲۴ با توجه به علاقهٔ زيادی که به زيست شيمی داشتی، به هاتویی که درس دایی در دبيرستان البرز تئران در دانشکدهٔ داروسازی ثبت نامبوگوده. و در سال 1328 خو مدرک دوکتورای داروسازیه فیگیته.

اوستاد به سه تا زبان انگلیسی ، المانی و فرانسه ای آشنایی داشتی. در سال 1339 کیتاب (سرگذشت زمین) اثره جورج گاموف ترجومه بوگود و برندیه جایزیه سلطنتی ببوسته.

اوستاد کیتاب (روانشناسی فیزیولوژیک)در سال 1348 ترجومه بوگوده که چاپ ا کیتاب باعث ببوسته برای درس دادن رشتیه روانشناسی فیزیولوژیک به دانشگاه تئران دعوت ببه. از اون به بعد در دانشگاه تئران و دانشسرای عالی و مدرسیه عالیه دوختران زیست شناسی و روانشناسی فیزیولوؤیک در بده اون از سال 1339 به مودت 15 سال در دبیرستان رازی علوم طبیعیه به زبان فرانسه درس دایی.

در سال ۱۳۴۱ مامور چاگودنه سازمان کتاب های درسی ببوسته و مدت دو سال رياست ا سازمانا به عوهده داشتی. زحمات زیادی در ا راه بکشه با تلاش و کوشش اون همیه کیتابهای درسیه ایران (از دوریه ایبتدایی تا پایانه متوسطه)تالیف و تدوین ببوسته.و با ئیته رسم الخط به چاپ برسه.

در سال 1360 واگردسته به خو زادگاه.و خو همکاریه با انجومن داروسازان گیلان شوروع بوگود دوکتور با بیشتر از 60 سال سابقیه تدریس در زمینه های زیست شناسی ، فیزیولوژی و ژنتیک به عونوانه (پئر زیست شناسیه نوین ایران)معروف ببوسته.

         

اوستاد بهزاد پور کارترین نویسنده و موترجمه کیتابهای علمی در ایرانه.تعداد تاليفان و ترجومتن اون به ۹۸ جلد کیتاب فارسه که ۶۳ کیتاب به تنهايی و ۳۵ کیتاب ديگرا به ایلهجار همکاران دانشمند خودش تاليف و ترجومه بوگوده.بعضی از کیتابان دوکتور مثل (داروینیسم و تکامل) تا الان به چاپ دهوم برسه.بیشتر اثار اوستاد توسطه ناشران معتبر مثله بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، شرکت سهامی کتابهای جیبی،امیرکبیر ، خوارزمی ، نیل ، کتاب فروشی مرکزی و همچنین انتشارات دانشگاه چاب ببو.هتویی هم صدها عنوان مقاله از اوستاد چاپ ببوسته . دوکتور تا اخرین روزهای خو عمر با برکت همراه با انجومن داروسازان ، مجلیه(حکمت)که اونه مطالب در باره اخرین اطلاعات پزشکی و داروسازی بو در رشت مونتشر گودی. دوکتور بهزاد در 8 شهریورماه 1386 در شهر رشت بمرد.

 دوکتور نیویشتان

 بینیویشتان با ایلهجاره ديگران

  • علوم سال اول راهنمايی
  • علوم سال دوم راهنمايی
  • علوم سال سوم راهنمايی

دوره کامل علوم طبيعی برای دبيرستان ها (۱۱ جلد)

ترجومه :

  • راز وراثت (چاپ ۲)
  • قرن داروين (چاپ ۲)
  • اسرار مغز آدمی (چاپ ۲)
  • تن آدم (چاپ ۲)
  • علم وراثت
  • رمز تکوين
  • اسرار بدن زندگی ما به چه موادی بسته ئیسه
  • حيات و انرژی
  • بيوگرافی پيش از تولد (چاپ ۲)
  • فقط يک تريليون
  • جهان از چه ساخته ببوسته
  • سرگذشت زمين (چاپ ۴)
  • جهان چگونه آغاز ببوسته
  • شناخت حيات
  • زندگی گياهی - سرچشمهٔ زندگی (چاپ ۲)
  • سرگذشت زيست شناسی
  • زيست شناسی BSCS محدوديت های رشد (چاپ ۲)
  • زمين در خطر (چاپ ۳)
  • تکامل (سری طلايی)
  • گياه شناسی (سری طلايی)
  • کانی های جهان (سری طلايی)
  • وراثت و طبيعت آدمی
  • آيا به راستی مردان برتر از زنان ئیسئده؟
  • جهان در سراشيبی سقوط
  • دانشنامهٔ عمومی (جهان جانداران)
  • شور هستی زندگی نامه داروين
  • راز تندرستی
  • آلرژی (زير چاپ)
  • آسم (زير چاپ)
  • درس نامه پزشكی پيشگيری و پزشكی اجتماعی ويرايش ۱۴ (ترجمه و ويرايش)
  • زمينه روانشناسی هيلگارد(ويرايش ۱۴)-آخرين كار ترجومه‌ی دكتر بهزاد كه در ارديبهشت ۱۳۸۶ چاپ ببوسته بو.

 منبع : ویکی پدیای گیلکی

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 18:19 توسط رهنما| |

نزديك به 46 سال از كشف اشيايي گذشت كه روايت تازه‌اي از تاريخ ما دادند.

آنها در آرامش بودند؛ 3 هزار و خرده‌ای سال در آرامش و همه در کنار هم. تا اینکه چراغعلی کتله‌ای در زمینش به جای سنگ و کلوخ، طلا پیدا کرد. برق آن تکه طلای ناب، چشمش را گرفت. روستایی بی‌خبر از همه‌جا روانه بازار شد و با فروش آنچه در زمینش پیدا کرده بود، سیل حفاران و قاچاقچیان را روانه آنجا کرد.

تصور آنچه ممکن بود در این زمین پیدا شود، آنها را به جان تپه انداخت. کندند و پیدا کردند و بردند. تا آمدن دکتر عزت‌الله نگهبان و همراهانش، دو سوم دفینه‌های این تپه باستانی غارت شده بود.

آنها در آرامش بودند تا وقتی کسی جایشان را نمی‌دانست. همه در کنار هم در سرزمین خودشان؛ مارلیك.

تپه مارلیک یکی از 5 تپه باستانی است که در دره گوهررود در اطراف رودبار واقع شده‌اند؛ دره‌ای خوش آب و هوا که برای سال‌ها محل سکونت اجداد ثروتمند گيلاني‌ها بوده. تپه‌های زینب بیجار، پیلاقلعه، دوربیجار و جازم کول، بقيه این تپه‌ها هستند.

حفاری تپه مارلیک برای دکتر نگهبان و همکارهایش یک دردسر بزرگ بود. از درگیری‌ها و بی‌مهری‌های اهالی روستا که به تحریک قاچاقچی‌ها انجام می‌شد، تا تهمت‌ها و دردسرهایی که باعث و بانی‌اش مقام‌های دولتی بودند و به دادگاهی شدن دکتر و همکارانش کشید؛ دردسری بزرگ که به نتیجه‌اش می‌ارزيد.

در گذشته، تپه مارلیک محل زندگی مارها و موش‌ها بود و بعضی معتقدند این محل به این خاطر مارلیک(به معنی سوراخ مار) نام گرفته. بعضی‌ها می‌گویند مارلیک تغییر یافته مارد لیک به معنای قوم مارد است.

 از این منطقه تعداد زیادی ظروف و اشیای سیمین و زرین به دست آمده که نشانگر ثروت فراوان ساکنان آن است. قدمت این آثار به حدود 3 هزار سال پيش يعنى اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد مسيح مى‌رسد.

           جام زرین مارلیک

جام طلایی مارلیك به ارتفاع 5/17 سانتیمتر و قطر دهانه فشرده 14 سانتیمتر ، از آرامگاه شماره 26 كشف شده است. این جام از فلز طلای نسبتاً خالص و از خاصیت فرم گیری و شكل پذیری بالایی برخوردار است. این جام از زیباترین جام های مكشوفه از مارلیك می باشد و بر روی آن چهار گاو بالدار نقش شده اند كه هر جفت از گاوها به طور قرینه در حال بالا رفتن از یك درخت تزیینی شبیه نخل هستند. قسمت بالایی بدن و سر حیوانات به صورت برجسته نقش شده است. این حیوانات خیالی پاهای جلویی را بلند كرده و بر شاخه های درخت تكیه داده و روی دو پای عقب ایستاده اند.

 ماردی‌ها - اقوام ساکن مارلیک - مردگان‌شان را با لباس رسمى و تزئينات کامل روى تخته سنگ و به پهلو قرار مى‌داده‌اند. در اين حالت زانوها اندکى خميده مي‌شدند. همراه مردگان، ظروف تشريفات مذهبى، مجسمه‌ها، زيورآلات، اسلحه، ابزار و ادوات، ظروف و ادوات آشپزخانه، مدل و نمونه ادوات مختلف و اسباب‌بازى کودکان دفن مى‌شد. اين امر نمايانگر هويت و حرفه صاحب آرامگاه و عقايد مذهبى اقوام ساکن در محل بود.

 یکی از کشفیات مهم این تپه، 2 مهر استوانه‌ای است که روي آنها به خط میخی نقش شده است. این مهرها به باستان‌شناسان برای تشخیص خط و تاریخ  مارلیکی‌ها بسیار کمک کرده است.

 

منبع: همشهری - ویکی پدیا - تبیان و ..

 

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 11:58 توسط رهنما| |

9 مهرماه، به عنوان روز سالمندان نامگذاري شده است تا گامي در راستاي تکريم اين پدران و مادران برداشته شود.
دوران سالمندي همانند دوران کودکي يا جواني، يکي از مراحل زندگي است با اين تفاوت که دوران کودک و جواني، سرشار از انرژي و تلاش، ولي دوران سالمندي، همراه با تحليل قوا و کاهش ميزان فعاليت‌هاي فيزيكي است.

    

تا قبل از قرن 21 ميلادي، ميانگين عمر، بسيار پايين بود. اما بهبود وضع تغذيه و پيشرفت‌هاي چشمگير پزشكي و ارتقاي سطح بهداشت، سبب افزايش ميانگين عمر شده است.

كشور ما از جمله كشورهايي است كه روند پير شدن و به تعبير ديگر رشد جمعيت سالمندي در آن بسيار سريع در حال رخ دادن است. در كشور ما نيز در طول چهل سال گذشته جمعيت سالمندان كشور افزايش چشمگيري يافته است كه انتظار مي‌رود ظرف بيست سال آينده به بيش از دو برابر افزايش يابد. چيزي نخواهد گذشت كه در سال 1390 نزديك به 10درصد جمعيت ما را افراد بالاي 60 سال تشكيل خواهند داد.
      
افزايش طول عمر انسان يكي از دستاوردهاي مهم دانش امروز بشري است . در حال حاضر قريب به يك ميليارد نفر از جمعيت كنوني جهان را افراد سالمند بالاي 60 سال تشكيل مي‌دهند .
به دليل ساختار نامناسب جمعيت كشور، طي چند سال آينده پيش از آن كه از بحران ناشي از انفجار جمعيت كودك و نوجوان خارج شويم، در بحران افزايش جمعيت سالمندي گرفتار مي‌شويم.
        
 پيش‌بيني مي‌شود در سال 1425 ميانگين سن جمعيت كشور به حدود 35 سال برسد يعني ديگر جمعيت جواني در كشور نخواهيم داشت و اين همان بحراني است كه طي 50 سال آينده در صورت عدم برنامه ريزي صحيح در اين زمينه با آن مواجه خواهيم شد.

تاسيس اولين خانه سالمندان و معلولين ايران در رشت.

آرسن میناسیان که مردم رشت او را با نام موسیو ارسن  می شناختند رئيس هيئت ارامنه رشت ،ويکی از اعضائ انجمن شهر نيز بود و ميخواستند او را به عنوان شهردار رشت انتخاب کنند که او نپذيرفت.
با اعتباری که او بدست آورده بود و با کمک مردم خير رشت از جمله آقايان : دکتر حکيم زاده ، آيت الله ضيابري، حاج رضا عظيم زاده ، آقای چينی چيان و حاج آقا استقامت در سليمانداراب رشت و نزديک مزار سردار بزرگ جنگل، ميرزا کوچک خان زمينی در اختيار او گذاشتند و اولين کلنگ خانه سالمندان و معلولين ايران زده شد.
      
 8 درصد جمعيت گيلان را سالمندان تشكيل مي دهند كه از رقم سالمندي در كشور بيشتر است.
 
 هم اكنون 192 هزار نفر از جمعيت دو ميليون و سي هزار نفري گيلان را سالمندان تشكيل مي دهند كه به نوعي فرصت مناسبي مي باشد تا بتوان از تجارب آنان بهره هاي لازم را گرفت.
سن سالمندي  براساس تعريف سازمان بهداشت جهاني 60 سالگي می باشد.
 
هم اكنون 16 مركز در استان در زمينه حمايت و توانبخشي سالمندان در گيلان فعاليت مي نمايند كه همگي غيردولتي هستند كه از اين تعداد 13 مركز شبانه روزي با ظرفيت 960 نفر مي باشند كه از شاخص ترين آنها آسايشگاه معلولين و سالمندان رشت جزء مراكز درجه يك كشوري با سابقه بيش از 40 سال است.


این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...


نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 9:54 توسط رهنما| |

 

دکتر هوشنگ امیر احمدی در یک خانواده شیعه و زمین دار متوسط در شهرستان زیبای طالش (شهر شاندرمن) در ساحل کاسپین متولد شده و تحصیلات ابتدایی خود را در همان جا ( روستای شیخ نشین) و در مدرسه ای که اهدایی پدربزرگش بود، به اتمام رساند. برای تحصیلات متوسطه به اجبار در یازده سالگی خانواده خود را ترک کرده و به شهرستانهای ماسال و بعد رشت رفت. با پذیرفته شدن در کنکور چند دانشگاه ایران، رشته کشاورزی در دانشگاه تبریز را انتخاب کرد و به اخذ مدرک مهندسی کشاورزی نائل شد.

دکتر امیراحمدی بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، به خدمت سربازی رفته و در لباس افسری سپاه ترویج و آبادانی در شمال کشور به خدمتگزاری به روستاییان زحمتكش منطقه لاهیجان و سیاهکل مشغول شد. این دوره با جنبش چریکی ضد حکومتی 1350 سیاهکل مصادف شد. در همین سالها، با الهام از این مبارزات به شعرگویی و قصه نویسی روی آورد. بعد از پایان دوره سربازی، در کارخانه قند بروجرود استخدام شد . سپس به استخدام سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در آمد و به طور داوطلب کار در کارخانه قند یاسوج در کهکیلویه و بویر احمد، که عقب مانده ترین منطقه کشور بود، را برای خدمت به مردم  بویر احمدی، لر، کرد، و قشقایی انتخاب کرد.

        

در خلال این سالها بود که دکتر امیراحمدی به فکر ادامه تحصیل به منظور اندوختن دانش بیشتر و افزایش کارایی خود افتاد. آغاز کار حزب رستاخیز و فشار سازمان امنیت بر روی کارمندان ارشد دولت، مبنی بر عضویت اجباری در این حزب یا ترک وطن ، عزم وی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور را راسختر کرد. متعاقبا" در سال 1354 به آمریکا عزیمت کرد. در آمریکا موفق به دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته مدیریت صنعتی و بعد مدرک دکترا در رشته برنامه ریزی و توسعه بین المللی از دانشگاه معروف کرنل در ایالات نیویورک شد (سال 1361). در خلال تحصیلات دوره دکترا و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 با شور و حالی وصف نشدنی به ایران برگشته و خود را به سازمان گسترش برای ادامه خدمت معرفی کرد که متاسفانه مدیر عامل جوان وقت به وی گفت که "نیازی به تحصیلکرده آمریکایی نیست". اگر چه وی از شنیدن این جواب متاثر شد، علت آن را درک میکرد. آمریکا یک دیکتاتوری را به ایران تحمیل کرده بود و این باعث رشد شدید فرهنگ آمریکاستیزی شده بود.

      

دکترامیراحمدی به آمریکا برگشت و تحصیلات دوره دکترای خود را تکمیل کرد. در سال 1361 مدرک دکترا را اخذ و سال بعد به استخدام دانشگاه ایالتی راتگرز در نیوجرسی آمریکا درآمد. در حال حاضر، وی به عنوان استاد تمام وقت دانشگاه راتگرز در برنامه ریزی و توسعه بین المللی و رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه این دانشگاه مشغول به فعالیت می باشد. در طی 24 سالی که وی تا کنون در خدمت این دانشگاه بوده است، سالها ریاست بخش برنامه ریزی و سیاستگذاری را نیز بر عهده داشته و در پستهای مختلف دانشگاهی انجام وظیفه کرده است. وی طی این سالها مشاور و راهنمای دانشجویان دکترا و فوق لیسانس زیادی از ایران و دیگر کشورهای در حال توسعه بوده است. تعداد زیادی از دانشجویانش هم اکنون استاد دانشگاه در کشورهایشان هستند.

         

در طی سالهای دانشگاهی دکتر امیراحمدی، چه به عنوان دانشجوی دکترا یا استاد، لحظه ای از فعالیتهای تحقیقی و نوشتاری، تدریس، و خدمات علمی و مشاوره ای باز نمانده است. حاصل این زحمات شبانه روزی، بیش از 25 کتاب، 200 مقاله علمی و فصل کتاب، دهها گزارش سیاستگذاری و برنامه ریزی، و صدها نقد ادبی و مصاحبه است. این دستاوردها، توسط ناشرین معتبر جهانی، مراکز علمی، تارنماها، کنفرانسهای بین المللی، مطبوعات، و رادیو و تلویزیونهای دنیا منتشر یا پخش شده اند. در میان نوشته های وی، دو کتاب افتخار آمیز با عناوین "جزایر کوچک، سیاستهای بزرگ: تنب ها و ابوموسی در خلیج فارس" و "منطقه دریای خزر بر سر چند راهی: عرصه ای نو برای انرژی و توسعه" وجود دارند که مستقیما" از منافع ملی ایران در رابطه با جزایر ایرانی در خلیج فارس و رژیم حقوقی دریای خزر دفاع میکنند.

         

از خدمات دیگر دکتر امیراحمدی می توان به شرکت ایشان در بازسازی بعد از جنگ، طرح بحث جامعه مدنی، و فعالیت در سنگر رابطه ایران و آمریکا اشاره کرد. وی در زمان جنگ تحمیلی صدام حسین جنایتکار به ایران، به جبهه های جنگ برای بازدید از خرابیها و کمک به بازسازی مناطق جنگزده شتافت؛ در حالی که جنگ ادامه داشت وی به کمک دانشگاه تهران و مسئولین کنفرانسهای بازسازی، از آبادان، خرمشهر، اهواز، حمیدیه، سوسنگرد، هویزه، دزفول، شوش و سایر مناطق جنگزده دیدن کرده و برای بازسازی آنها تحقیقات دامنه داری انجام داد. در میان ایرانیان خارج از کشور کسی به اندازه وی در مورد وسعت خرابیهای جنگ و طرحهای بازسازی تحقیق نکرده و یا مطلب منتشر نکرده است. 

دکترامیراحمدی اولین ایرانی خارج از کشور بود که شروع رشد و شکوفایی قریب الوقوع جامعه مدنی در ایران را پیش بینی کرده و اثرات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن را، طی چندین مقاله علمی، که در مطبوعات ایران و خارج از کشور منتشر شدند، تشریح کرد.

        

در سنگر رابطه ایران و آمریکا، بازهم دکتر امیراحمدی اولین ایرانی بود که لزوم و اهمیت عادی سازی این رابطه را برای افزایش قدرت ملی و پیشرفت ملت ایران علنا" ابراز کرد، با وجود اینکه پیش بینی میکرد به شدت مورد حمله برخی ها در داخل و خارج کشور قرار میگیرد. وی برای پیشبرد این هدف، فعالیتهای سازمان یافته اجرایی گسترده ای را 15 سال پیش آغاز کرد. حاصل این فعالیتها، نهادینه شدن شورای آمریکاییان و ایرانیان (American Iranian Council)، به عنوان تنها سازمان غیردولتی حافظ منافع ملی ایران با حفظ منافع ملت آمریکا است. این شورا در حال حاضر تنها مدافع حل مشکل دو کشور در چهارچوب دیپلماسی، احترام متقابل و منافع مشترک است.

افزون بر آنها، دکتر امیراحمدی در زمینه مدیریت استراتژیک تحصیلات عالیه دارد، مطالعات بسیار زیادی کرده است، و تبحر عملی دارد.

امیراحمدی اسفند ماه گذشته به ایران سفر کرد و در گفتگو با برخی رسانه ها اظهار كرد كه دولت او را به ایران دعوت کرده است. وی در این مصاحبه ها، اعلام کرد با مقامات ارشد دیدار داشته است. 

 

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 17:35 توسط رهنما| |

به ویکی‌پدیا خوش‌آمدید

دانشنامهٔ آزادی که هر کسی می‌تواند آن را ویرایش کند

 

ویکی‌پدیا (به انگلیسی: Wikipedia) یک دانشنامه اینترنتی چندزبانه با محتویات آزاد است که با همکاری افراد داوطلب نوشته می‌شود و مقالات آن می‌تواند توسط هر کسی که به اینترنت دسترسی دارد ویرایش گردد. نام ویکی‌پدیا واژه‌ای ترکیبی است که از واژه‌های ویکی (وب‌گاه مشارکتی) و انسیکلوپدیا (دانشنامه) گرفته شده‌است.

 میزبان‌های اینترنتی اصلی این وب‌گاه در شهر تامپای فلوریدا هستند. همچنین میزبان‌های اضافی دیگری هم در شهرهای آمستردام و سئول به این وب‌گاه یاری می‌رسانند.

هدف آن آفرینش و انتشار جهانی یک دانشنامهٔ رایگان به تمامی زبان‌های زنده دنیاست.

ویکی‌پدیا از پایان آوریل ۲۰۰۷ تاکنون، یکی از ۱۰ وب‌گاه برتر جهان از لحاظ شمار بازدیدکنندگان است.

تعداد کل کاربران ثبت‌نام شده نیز تقریباً معادل ۷۰۷۲۵۷۳ نفر است که از میان آنها، ۳۶۲۲ نفر مدیر هستند.

ویکی‌پدیا تا ۱۰اردیبهشت ۱۳۸۶  در برگیرندهٔ ۱۹۰ زبان با بیش از ده مقاله بوده‌است. به طور کلی ویکی‌پدیا دارای ۲۵۱ گونه زبان ملل دنیا و بیش از ۷ میلیون مقاله ‌است.

وضعیت ویکی‌پدیا به عنوان یک منبع معتبر همیشه مورد اختلاف بوده‌است. برخی آن را به خاطر پخش رایگان، ویژگی قابل ویرایش بودن، سیاست بیطرفی و گستردگی عناوین ستوده‌اند. از سوی دیگر به خاطر آزادی ویرایش ویکی پدیا منتقدین درستی و اعتبار آن را زیر سوال برده اند.

در مطالعه علمی به این نتیجه دست یافته‌اند که خرابکاری عموماً زودگذر است و ویکی پدیا نسبتاً به درستی سایر دانشنامه هاست.

ویکی‌پدیا بر سیاست «دیدگاه بی طرفانه» تأکید می‌کنند.

 

هم‌اکنون ویکی‌پدیای فارسی در ردهٔ ۴۳ قرار دارد. همچنین ویکی‌پدیای ترکی، عبری و عربی نیز به ترتیب در رده‌های ۱۵، ۲۶ و ۳۴ قرار گرفته‌اند. در نتیجه ویکی‌پدیای فارسی از میان زبان‌هایی که عموماً در خاورمیانه استفاده می‌شوند در ردهٔ چهارم قرار می‌گیرد.

 رده زبان گیلکی در ویکی پدیا ؟؟؟

      ویکی پدیا گیلکی

مادر عزيز است و زبان مادري پاره اي از بودن مادر است. يكي از متفكران چه زيبا گفته است: «پشت كردن به زبان مادري كمتر از پشت كردن به مادر نيست». زبان مادري همزاد بشر است. در اين زبان زلالي صداي مادر، مهر مادري، آرزوها و روياها، عشق ها و تلخ كامي هاي روزگار در هم گره خورده است. زبان مادري يادگار لالايي و گهواره جنباني و قصه گويي هاي بلند نيمه شب مادر است. يادآور كودكي، يادآور روزهاي رفته، روزهاي فراموش ناشدني لبخند پر مهر مادر. غربت زبان مادري در ايران رنجي روح آزار است. زبان مادري بخشي از هويت ماست، انكار زبان مادري پنهان نمودن بخشي از هستي انسان است و اين كتمان خويش و هويت خود باعث بروز نوعي بحران هويت، تضاد و تعارض دروني در وجود فرد خواهد شد. گريز از زبان مادري همچون نشستن بر قايق سرگردان در دريايي طوفاني است كه بي هيچ هدفي از ساحل فاصله گرفته است.

                     

زبان مادري يا زبان اول امروزه سخت و مورد توجه قرار گرفته است. يونسكو روز دوم اسفند (٢١ فوريه) را روز جهاني زبان مادري نام گذاري كرده است. مديركل يونسكو در پيامي به مناسبت اين روز پيشنهاد كرده، زبان هاي مادري بايد از همان ابتدايي ترين سن در نظام هاي آموزشي مورد عنايت قرار گيرد.

 ویکی پدیای گیلکی شاید آزمونی باشد برای ما وبلاگ نویسان گیلک زبان تا به نوبه خود در حفظ  و پویایی این زبان مادری سهیم باشیم.

ویکی پدیای گیلکی چشم انتظار یاری همه ماست با هر گویشی.

گیلکی ویکی پدیا

 وبلاگ مدیر ویکی پدیای گیلکی

 

 

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:13 توسط رهنما| |

مهرماه 1387 مصادف با يكصدمين سال تولد دكتر محمدعلي مجتهدي گيلاني است، به منظور بزرگداشت زادروز اين فرهنگي بزرگ كميته اي متشكل از انجمن هاي فارغ التحصيلان دبيرستان البرز ، دانشكده ي فني دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران) و دانشگاه صنعتي شريف تشكيل گرديد و تصميم گرفته شد كه در نيمه ي دوم مهرماه 1387 بزرگداشت يكصدمين سال تولد وي برپا شود .

           
همچنين قطعه زميني در بام سبز لاهيجان توسط خاندان محترم ياورزاده اهدا شده كه قرار است در اين زمين بناي يادبودي براي دكتر مجتهدي و آمفي تئاتري براي شهر لاهيجان احداث شود . فارغ التحصيلان البرز ساخت بناي يادبود را تقبل نموده اند و آمفي تئاتر هم قرار است با كمك شهرداري و دوستداران ساخته شود.

            

بنا به وصیت و موافقت خانواده دكتر محمدعلی مجتهدي مبنی بر انتقال پيكر وی از شهر نیس فرانسه به لاهیجان پیکر این دانشمند فرهیخته لاهیجی پس از ده سال در زادگاهش آرام می‌گیرد.

دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. دکتر مجتهدی در اول مهر سال ۱۲۸۷ در لاهیجان به دنیا آمد، پدرش محمود مجتهدي از خرده مالکين بود. مادرش را در دو سالگي از دست داد.تحصیل را در هفت سالگی در مدرسه ابتدایی حقیقت شروع نمود و در سال۱۳۰۴ خورشیدی به تهران آمد و تحصیلات خود را در دارالمعلمین مرکزی ادامه داد و سپس در مدرسه متوسطه شرف تهران سال پنجم و ششم متوسطه را بپایان رساند. در سال ۱۳۱۰ مدرک دیپلم کامل متوسطه(شعبه علمی) را گرفت و در همان سال پس از قبولی در امتحانات اعزام محصل به اروپا، جزو صد تن برگزیده محصلان اعزامی شد که به فرانسه رفتند، تا هر یک به نحوی نقشی مؤثری در آینده علمی و فرهنگی ایران ایفا کنند.

تحصیلات وی در فرانسه:

  • ۱۹۳۱-۱۹۳۲ در مدرسه بلز پاسکال در شهر کلرمون فران - تکمیل زبان و آمادگی ریاضیات
  • ۱۹۳۲-۱۹۳۵ دانشکده علوم لیل و طی دوره لیسانس علوم و کسب مقام اول در "شهادتنامه مکانیک استدلالی" در بین دانشجویان ایرانی و فرانسوی
  • انتقال به پاریس جهت طی دوره دکترا در دانشگاه سوربون
  • ۱۹۳۵-۱۹۳۸ اخذ سه دیپلم عالی فوق لیسانس در آنالیز عالی - مکانیک مایعات - آئرودینامیک و ئیدرودینامیک عالی( قسمت ریاضی)
  • ۱۹۳۸ گرفتن دکترا با رساله با عنوان "حل برخی مسائل مکانیک مایعات" با امتیاز " شایان افتخار" بالاترین درجات تصویب دکترا

او پس از ۷ سال با همسر فرانسوی‌اش به ایران آمد و دانشیار ریاضی دانشکده علوم و دانشسرای عالی شد.

در سال ۱۳۲۰ مسؤولیت شبانه‌روزی دبیرستان البرز را و ۳ سال بعد، مدیریت کل دبیرستان رابه او واگذار کردند. او ۳۴ سال مدیر دبیرستان البرز باقی ماند و با نحوه خاص مدیریتش، دانش‌آموزان برجسته‌ای را زیر دست خود پرورش داد، تا آنها نیز هر یک به سهم خود، نقش مؤثری در ساخت فضای علمی و فرهنگی ایران ایفا کنند.

      

دکتر مجتهدي اسامي شاگردان خود را همواره در جيب داشت و در ميهماني ها با والدين آنها دربازه طرز تحصيل فرزندانشان صحبت مي کرد. اين کتابچه ها 37 جلد مي باشند که نزد خانواده مجتهدي به يادگار مانده است. و حتي به او پيشنهاد شد که سرپرستي محصلين را در خارج از کشور بپذيرد ولي او مديريت مدرسه البرز را بر هر کاري ترجيح مي داد. 

او در سال ۱۳۲۵، مدیر کل اداری و آموزشی وزارت فرهنگ شد. در سال ۱۳۴۱، رئیس دانشگاه پلی‌تکنیک تهران و در سال ۱۳۴۴ مسؤول تشکیل و تأسیس دانشگاه صنعتی شریف شد. او در ۱۱ آبان ۱۳۴۴ این مسؤولیت را عهده‌دار شد و اول مهر ۱۳۴۵ یعنی ۱۱ ماه بعد، دانشگاه را به صورت کامل، تأسیس کرد و تحویل داد.

         

مشاغل و مناصب

  • عضو هیأت علمی دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران
  • ریاست دانشگاه شیراز
  • ریاست دانشگاه پلی‌تکنیک (امیرکبیر)
  • ریاست دانشگاه ملّی (شهید بهشتی)
  • پایه‌گذار دانشگاه صنعتی‌ آریامهر (شریف) و نخستین نايب التوليه ي آن
  • ریاست دبیرستان البرز

         

 بعد از انقلاب دکتر مجتهدي از رياست مدرسه البرز کنار رفت و از قرار معلوم حقوق بازنشستگي او را هم قطع کردند که سالها در جنوب فرانسه به سر برد و در سال 1371 از دکتر مجتهدي دعوت شد که به ايران برود و ضمن تقدير از خدماتش جايزه اي بين دانشجويان دانشگاه شريف ( آريامهر ) توزيع گرديد که نام جايزه ( دکتر مجتهدي ) بود.

در چند سال قبل در کشورهاي مختلف جهان  دانشجويان سابق البرز دور هم جمع شده در تجليل از دکتر مجتهدي مراسمي برپا داشته و از استاد نيز دعوت کرده بودند، که به اين گروه ها پيوسته و از اين که خدماتش ياد شده خوشحال بود.

دکتر مجتهدي که بر اثر مرگ دخترش در اثر ابتلا به بيماري سرطان فوق العاده رنجور شده بود در خرداد ماه 1376 در شهر نيس در 89 سالگي درگذشت که از او در داخل و خارج تجليل شد و مخصوصاً شاگردان دبيرستان البرز از خدمات صادقانه او صميمانه ياد کردند. 

 

فارغ التحصیلان البرز  - ویکیپدیا  - فرهنگسرا  - لاهیجان نیوز - و...

 

این روزها همه وبلاگ "بلسبنه" رو میخونند، شما چطور؟!...

نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 9:53 توسط رهنما| |